آیا ممکن است که شما در آینده قاتل شوید؟

سلام دوست جونامشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

مرسی از اینکه اومدین و نظراتتون رو دادینشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

خوب خوشبختانه آمار قاتلین زیاد نبود (2نفر)

جواب معما این بود که اون زنه خواهرشو کشت به امید اینکه در مراسم ختم خواهرش شاید دوباره اون آقا رو ببینهشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

دو نفر هم جواب رو درست دادن که خودشون می دونن کینشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

هوا خودشونو بگیرن خیلی خطرناکن

/ 28 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

وایییییییییییییییییییییییییییییی! من قاتل میشم؟! خدا نکنه! [دروغگو]حدسی یه چیزی گفتم! راستی آپم حتما بیا![چشمک]

reza

سلااااااااام دمه شما گرم من که قاتل نشدم از اولش آی نو. تشریف بیارید آپم[گل]

حسین

با سلام خدمت شما بلاگر عزیز با جمعی از دوستان در حال طراحی انجمنی برای ایمو ها و پانک های ایران هستیم اما تا این لحظه نامی زیبا و درخور پیدا نکرده ایم در صورتی که شما نامی را برای این انجمن مناسب میدانید آن را با ما در میان بگزارید به امید دنیایی آزاد لطفا نام انتخابی خود را از یکی از طریق زیر با ما در ارتباط بگذارید 1:میتوانید در وبلاگ http://im-innocent.blogfa.com نظر بگذارید (این وبلاگ غیر فعال است ) 2:به این آدرس ایمیل کنید : smh.boom@gmail.com 3:از تغییر PM کردن نام ( چت یاهو ) به dark.death666@yahoo.com در ضمن نام خود را حداکثر تا ساعت 12 شب امروز پنج شنبه - ۶ مرداد ۱۳۹۰ برای ما ارسال کنید با تشکر

نفـــس

سلام پرنسس جون نمیدونم چرا دوستای قدیم بی وفا شدن ... !!!؟؟ اما تو دیگه بیوفا نباش[ناراحت] منتظرتم

محمد

می روم در مرزهای بی نفس عشق های خویش را مدفون کنم میروم در هاله ای از بی کسی چشمهای شوق را جیحون کنم آه ، این هم ازمن و بازی من این هم از پایان تلخ روزگار این هم ازیک کوره راه و یک نفس این هم از پایان شام انتظار وای دستانم چه احساس بدیست این چه سرماییست بر جانم بگو شکوه دارم از تو ای مهتاب شب از من این آیین بد نامی مجو من که داغان فراغت بوده ام من که عمری زخم دارم بر تنم این چه رسواییست در کوی زمان از چه رو روزم شده مثل شبم وای قلبم قلب بیمار و صبور تا به کی باید که تاوانت دهم تا به کی باید براه عشق تو سرزنش از سوی محبوبت شوم نه ! چشمم تو دگر خاموش باش آسمانت ابری و پر غم نکن درد من بسیار بسیار است هیچ سعی بر بارش بر این ماتم نکن دست سردم لحظه ای آرام باش باش تا قلبم نلرزد نیمه شب شوق دیدارم برو مهجور باش چون که می سوزد قرارم زیر تب آه کزین بازی که من کردم شروع آه از این بازی که تو دامن زدی بی خبر از زخمای پیکرم یک شبه تو هستی جانم شدی گر چه پایانم شبی بس تار بود گر چه پایانم قرار بی کسیست می روم تا در نهایت گم شوم تا بدانی ظلمت می خانه چیست می روم دور از تمام آرزو آرزو

نسترن شیطون بلا

`*•.¸¸.•*`*•.¸¸.•* نسترن شیطون بلا آپـــــــــــــــه `*•.¸¸.•*`*•.¸¸.•* `*•.¸¸.•*`*•.¸¸.•*`*•.¸¸.•*`*•.¸¸.•*`*•.¸¸.•*`*•.¸¸.•`*•.¸¸.•** بدو بیا جانمونی`*•.¸¸.•*`*•.¸¸.•* نسترن شیطون بلا آپـــــــــــــــه `*•.¸¸.•*`*•.¸¸.•* `*•.¸¸.•*`*•.¸¸.•*`*•.¸¸.•*`*•.¸¸.•*`*•.¸¸.•*`*•.¸¸.•`*•.¸¸.•**

نورا

سلام وب قشنگی داری خوشحال میشم به منم سر بزنی....[بوسه]

reza

با یه آپه فوتبالی منتظرتم[لبخند]